می رم تنها می رم اونور دنیا

می رم پیدا کنم رویای رویا
می رم اونجایی که راهی نداره
می رم تا بشکنم سدّ و دوباره

می رم من با همه غرور و مستی
می رم که منتظر هنوز نشستی

میرم تا پاک کنم اشکای گونه

می رم تا خواب تو، تا آشیونه
می رم تا جمع کنم ستاره هارو
می رم تا پر کنم پیاله هارو
می رم پیداکنم ودای مستی
می رم تا پر بشم از عشق و مستی
می رم تنها می رم ، تنهای تنها....

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:41  توسط دختر بارونی...
|
از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت
واسهء بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
وقتی نیستی هر چی غصست تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی
دارم از غصهء رفتنت می سوزم

کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم

حالا عکست تنها یادگار از تو

خاطراتت تنها باقی مونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش می زنه به این وجودم

کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 17:49  توسط دختر بارونی...
|
ای دل تنها
چیه چشم انتظاری!؟
یه لحظه یه دم آروم نداری
مثل زمستون تو حسرت بهاری

باز عشقت خیمه زد رو خونم
باز یادت آتیش زد به آشیونم
باز بی تو باید تنها بمونم
بیا سکوت لبهام
هنوز
حرمت خونست
پرندهء دل من هنوز بی آشیونست

بیا پر از امیده ؛ هنوز این دل خسته
هنوز به پای چشمات؛پای عشقت نشسته
توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست
آسمون جایی نداره

واسه من
تنهایی درده
درد هیچکسو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم اینو
که باید تنها بمونم
تا دم لحظهء مردن شعر تنهایی بخونم ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 21:56  توسط دختر بارونی...
|
امروز درست یک ساله و ده ماهه و دو روزه که ندیدمت..
یه حرفی مونده تو دلم 
دلم می خواد بگم بهت
که دوست دارم بهت بگم:
دوستت دارم....
دوستت دارم....
دوستت دارم.....

وقتی نگات یادم میاد
قشنگیات یادم میاد...
یادم میاد گفتی بهم
دلم می گه شاید دیگه نبینمت!
گفتی بهم شاید دیگه نبینمت...!

تا که منم بگم بهت
امروز درست یک ساله و ده ماهه و دو روزه که ندیدمت

تو قول دادی دیگه نیای تو خوابم...
جا نذاری عکستو تو کتابم...

من اما تو بیداری هم هر روز می بینم خوابتو...
هر روز تو این یک ساله و ده ماهه و دو روزه که.....
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 12:18  توسط دختر بارونی...
|